ملا محمد مومن كرمانى

395

صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )

خصوص مراقبت حال آنها ، و مهم‌سازى وجه انعام به كسان مقتولين و متوفئين از مصدر عزّ و شان صادر شده . و باز ، عاليجاه قاسم خان و عاليشان شاهرخ بيگ را به استحفاظ قلعه مزبوره تعيين ، و بعد از تدارك احوال آنها ، از محال زمين داور حركت ، و عازم تسخير قلعه قندهار شدند . امير قلى افشار و نفس الاغ و در حين محاصره نمودن افغان قلعه زمين داور را ، شدت قحط و جوع به حدى رسيده بود كه ما فوق آن متصور نيست - و هرچند اخبار چنين امرى در نظرها قبيح ، و منشأ تفضيح حال محصورين است - ليكن بنابراين كه بر عالميان معلوم شود كه محصورين مجاهد در هنگام محصور بودن در قلعه به چه نوع تصديع مىكشيده و ثابت‌قدم مىبوده‌اند - كه مورد استحسان جهانيان باشند - در اين صحيفه شرح‌حالى مرقوم مىشود كه : - يك روز امير قلى نام و ميرزا خان نام افشار از ملازمان كرمانى - كه در تحت [ فرمان ] عاليقدر محمد زمان بيگ يوزباشى مىبودند - و وثاق و اخراجات ايشان با هم بوده ، از شدت جوع ، به بازار آمده ، شمشيرهاء خود را مبيع يا رهن نموده ، نفس الاغى « 1 » را به مبلغ يك تومان [ و ] دو هزار دينار ابتياع ، و در ديگ نهاده ، طبخ مىنموده‌اند بالاخره كه شدت جوع زيادتى نموده و بىتاب شده بودند - ديگ طعام خود را پائين آورده ، چون شمشير و كاردى كه قطع و رسد نمايند نداشته‌اند - لهذا نفس الاغ را ، آن دو بىچاره بىنوا ، در دست گرفته مىكشيده‌اند - كه دو پاره و رسد نموده ، هريك رسد خود را به مضمون نصف لى و نصف لك - و الله خير رازقين ،

--> ( 1 ) - نفس به معنى احليل ، هنوز هم در دهات كرمان رايج است . آلت تناسل ( غياث اللغات ) . از خواجه‌سرائى نتوان كمتر بود * گر نفس بريد ، محرم سلطان شد شهيد قمى